اثبات وجود مهدی(ع)

چگونه می شود اثبات کرد که مهدی واقعا د رتاریخ وجود داشته است؟

شاید شرایط خاص روحی - روانی این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد.....

این اصل که مهدی رهبر موعود و منجی عالم بشریت است به صورت عام در احادیث نبوی٬ وبه صورت خاص در روایات ائمه اهل بیت آمده است. در این روایات مساله به گونه ای مورد تاکید قرار گرفته که جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد و چهارصد حدیث فقط از طریق اهل سنت شمارش شده که به ضمیمه ی روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت می رسد٬ و چنین آماری بسیار بالاست.در مورد خیلی از مسائل بدیهی اسلام که مسلمانان به آن معتقدند٬ این همه روایت وارد نشده است.

اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم هم دلایل کافی دارد که کاملا اقناع کننده است. این دلایل را می توان در دو دلیل نقلی و علمی خلاصه کرد: دلیل نقلی وجود امام موعود را اثبات می کند و دلیل علمی٬ ثابت می کند که مهدی یک استوره و یک فرضیه نیست٬ بلکه حقیقتی است که وجود او در تاریخ لمس شده است.

اما دلیل نقلی:صدها روایت و حدیث از پیامبر اکرم و ائمه اهل بیت رسیده است که میگوید مهدی موعود دارای این خصوصیات است: از اهل بیت است٬ از فرزندان فاطمه است٬ از نسل حسین و نهمین فرزند آن حضرت است. وروایاتی که می گوید جانشینان پیامبر دوازده نفر می باشند.

این روایات٬ مهدی موعود را در شخص امام دوازدهم٬ منحصر و متعین می کند و با اینکه ائمه برای حفظ آن حضرت از ترور و قتل سعی داشتند مساله در سطح عمومی مطرح نشود٬ در عین حال روایات زیادی در این زمینه وارد شده است. البته زیادی روایت به تنهایی نمی توتند مقبولیت آن را برساند٬ بلکه در اینجا قرینه و گواه خاصی وجود دارد که دلیل بر صحت این روایات است. در حدیث شریف نبوی٬ سخن از امامان٬ جانشینان٬ امیران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احادیث مختلف است٬ در بعضی دوازده امام و در بعضی دوازده خلیفه و در بعضی دوازده امیر ذکر شده است. بعضی از مولفان٬ این احادیث را بیش از ۲۷۰ شمارش کرده اند که همگی از کتاب های معتبر شیعه و سنی از قبیل صحیح بخاری٬ صحیح مسلم٬ سنن ترمذی٬ سنن ابو داود٬ مسند احمد و مستدرک حاکم نقل شده است.

اما دلیل علمی:دلیل علمی تجربه است٬ تجربه ای که مدت زمان هفتاد سال گروهی از مردم با آن زندگی کردند٬ یعنی غیبت صغری. غیبت صغری برگزار شد تا مردم به تدریج با غیبت خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از دیده ها پنهان بود ولی از طریق وکیلان و یاران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت.در این مدت ٬ چهار تن از پاکترین و باتقوا ترین مومنان٬ نیابت و جانشینی آن حضرت را بر عهده داشتند و در مدت هفتاد سال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ کس در هیچ زمینه ای خطایی از آنان ندیده و نشنیده است.

آیا تصور می کنید امکان داشنه باشد یک دروغ٬ هفتاد سال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگی کامل و یک صدا ٬ یک نقش را بازی کنند؟ آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاد اطمینان کرده بودند که همه به گفتار و کردار آنان ایمان داشتند. آیا می شود این چهار تن به گونه ای نقش بازی کنند که هیچ کس به حقیقت پی نبرد در حالی که این افراد هیچ رابطه خاصی باهم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانی کرده بودند. از قدیم گفته اند: طناب دروغ٬ کوتاه است . امکان ندارد یک دروغ بتواند بدین شکل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده بستان ها و روابط مختلف موضوع کشف نگردد و همه به درستی آن ایمان داشته باشند. بدینسان در میابیم که پدیدیه غیبت صغری می تواند به عنوان یک آزموده علمی٬ دلیل بر واقعیت خارجی یک موضوع باشد و آن وجود٬ زندگی و سپس غیبت حضرت مهدی است. آن حضرت پس از غیبت صغری٬ خود اعلان کرده است که در پرده غیبت کبری خواهد رفت و از نظرها پنهان خواهد گشت و هیچ کس اورا نخواهد دید.


 

نوشته شده توسط سهیلا در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 20:47 موضوع | لینک ثابت


جزیره ی خزراء

 

   داستان جزیره ی خزرا حکایت از آن می کند که: زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، در سال 690 هجری به اقیانوس اطلس سفر کرده و از سرزمین بربر، سه روز با کشتی در دل اقیانوس رفته، تا به جزایر روافض(جزیره های شیعیان) رسیده است. در آن جا اطلاع یافته که جزیره ای به نام جزیره ی خزرا وجود دارد که فرزندان حضرت ولی عصر(ع) در آن زندگی می کنند. چهل روز در آن جا اقامت کرده و سرانجام پس از چهل روز، هفت کشتی مواد غذایی از جزیره ی خزرا به این جزیره آمده است. ناخدای کشتی او را با نام و نام پدر صدا کرده و گفته مشخصات تو را به من گفته اند و اجازه دادند که تو را به جزیره ی خزرا ببرم. او را به جزیره ی خزرا بردند. پس از 16 روز دریانوردی، سرانجام به آب های سفید رسیده اند . ناخدا توضیح داده که این آب ها چون جزیره را احاطه کرده است، کشتی دشمنان هرگز نمی تواند از آن بگذرد و به برکت حضرت ولی عصر(ع) در آن آب ها غرق می شود. آن ها به جزیره ی خزرا رسیده، جمعیت انبوهی را با بهترین لباس و وضع مشاهده کرده، شهری بسیار آباد با درختان سرسبز و انواع میوه ها و بازارهای بسیار و ساختمان های مجلل از سنگ های شفاف رُخام دیده است.شخصی به نام شیخ شمس الدین که او ار نوه ی پنجم امام زمان معرفی می کنند، متصدی تعلیم، تربیت و اداره ی آن جاست و او نائب خاص حضرت در آن جزیره است و مستقیما از امام فرمان می گیرد. وی حضرت را نمی بیند، بلکه صبح هر جمعه، نامه ای به خط امام(ع) در نقطه ی معینی گذاشته می شود و در آن ، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نیاز سید شمس الدین تا هفته آینده خواهد بود، مندرج می باشد.علی بن فاضل، 18 روز در آن جزیره اقامت نموده و از محضر جناب سید شمس الدین خوشه ها چیده، و پس از 18 روز، به او دستور رسیده که به وطن خود بازگردد. علی بن فاضل، آن چه را که از محضر جناب سید شمس الدین استفاده کرده، در کتابی به نام  الفوائد الشمسیه  گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علمای بزرگ عصر خود بازگو کرده است.

   فضل بن یحیی طیبی نویسنده ی قرن هفتم، در سال 699 هجری، مشروح داستان را از زبان شخص علی بن فاضل در حلّه شنیده و آن را در کتابی به نام    الجزیرة الخزراء  گرد آورده است. این ذاستان به طور کامل در کتاب بحار الانوار ج52 ، صفحات 159 تا 174 آمده است. علاوه بر علی بن فاضل، ابن انباری نیز داستان جزیره ی خزرا را نقل کرده است که در کتاب بحارالانوار، ج53 ، صفحات 213 تا 221 آمده است. در دو داستان (علی بن فاضل مازندرانی و ابن انباری) نقاط مشترک بسیاری به چشم می خورد.

   و امّا داستان جزیره ی خزرا از هفتصد سال پیش به این طرف، در برخی از کتاب ها راه یافته است و از همان زمان تا کنون، دو دیدگاه درباره ی آن مطرح بوده است: یکی، دیدگاه افرادی که این داستان را پذیرفته اند و دیگری، دیدگاهی است که این داستان را ساختگی و افسانه می دانند. به تازگی دو ادعای جدید نیز بر آن ها اضافه شده است. آن دو ادعا این است که :1. بر اساس بعضی نشانه ها، احتمالا

جزیره ی خزرا، همان منطقه ی مثلث برمودا است. 2. بشقاب پرنده ها در اختیار ساکنان جزیره ی خزرا است. این دو ادّعا را ناجی نجّار در کتاب خود آورده است. تقریبا همه ی عالمان شیعی، روایت جزیره ی خزرا را ساختگی می دانند و این ساختگی بودن را در دو جهت می توان دید: یکی زنجیره ی حدیث و راویان، دیگری محتوای آن. وقتی اصل جزیره ی خزرا، یک افسانه و داستان ساختگی شد، دو ادّعای دیگر(جزیره ی خزرا همان مثلث برمودا است و بشقاب پرنده ها در اختیار ساکنان جزیره ی خزرا است) همه باطل و خیالی می شود.

   ادلّه کسانی که جزیره ی خزرا را پذیرفه اند این است که علمای بسیاری از قیبل شهید اول، محقق کرکی، علامه مجلسی، مقدس اردبیلی، شیخ حرّ عاملی، وحید بهبهانی، بحرالعلوم، قاضی نورالله شوشتری، میرزا عبدالله اصفهانی، میرزای نوری و ... این داستان را در کتاب خود آورده، یا به آن استناد کرده اند.

   و امّا ادلّه ی کسانی که این داستان را افسانه می دانند این است که:

داستان از جهت سند و متن صحیح نیست، تناقضاتی در داستان است که راه حلی برای آن ها نیست، در آن سخن از تحریف قرآن آمده است. روایاتی که دالّ بر وجود فرزند برای حضرت است قابل اعتماد نیست و بسیاری مطالب دیگر.

   آیت الله ابراهیم امینی در کتاب   دادگستر جهان  می نویسد: داستان جزیره ی خزرا شبیه افسانه و رمان است زیرا: اولا سند معتبر و قابل اعتمادی ندارد. داستان از یک کتاب خطی ناشناخته، نقل شده و مرحوم مجلسی هم درباره اش می نویسد: چون من داستان را در کتاب ها ی معتبر نیافتم، باب جداگانه ای را به آن اختصاص دادم.

   ثانیا در متن داستان تناقضاتی دیده می شود. ثالثا در آن به تحریف قرآن تصریح شده که قابل قبول نیست و مورد انکار شدید علمای اسلام است. رابعا موضوع اباحه خمس در این داستان مطرح شده و مورد تأیید قرار گرفته که آن هم از نظر فقها مردود است. علاوه بر ایت الله امینی، آیات عظام، علامه شیخ محمد تقی شوشتری، علامه حسن زاذه ی آملی، محمد باقر بهبودی، شیخ آقا بزرگ تهرانی، شیخ جعفر کاشف الغطاء و ... نیز داستان جزیره ی خزرا را خیالی می دانند. مطالبی را که ناجی نجّار در خصوص مثلث برمودا و بشقاب پرنده ها گفته اند مستند به نوشته های دقیق علمی و تحقیقی نیست، بلکه بیشتر آن ها بر اساس خبرهایی است که از رادیو لندن و یا روزنامه ها و مجله ها گزارش کرده اند.

   علاقه مندان برای مطالعه داستان جزیره ی خزرا، و دیدگاه های موافقان و مخالفان، می توانند به کتاب «جزیره ی خزرا، افسانه یا واقعیت» نوشته ی ابولفضل طریقه دار، مراجعه کنند.


 

نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه ششم اسفند 1388 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت


اصحاب کهف

 

   در روایات آمده است که اصحاب کهف هنگام ظهور، برای یاری حضرت مهدی(ع) خواهند آمد.

 مفضل بن عمر می گوید: امام صادق(ع) فرمودند:(( هنگامی که قائم آل محمد(ص) ظهور کند، تعدادی از پشت کعبه بیرون می آیند که هفت نفر از اصحاب کهف، از جمله ی آنان هستند. حلبی می گوید: اصحاب کهف همگی از نژاد عرب اند و جز به عربی سخن نمی گویند و آنان وزیران مهدی هستند. پیشوای ششم در مورد آخرین رودررویی سپاه حق با قوم یهود می فرمایند:.. وقتی دابّة الارض خارج می شود، خداوند اصحاب کهف

را همراه با سگشان برمی انگیزد، یکی از آن ها  میلخاء  نام دارد و دیگری  حملاها)).

   از امام باقر(ع) روایت شده که: قائم(ع) 309 سال حکومت می کند، به تعداد سال هایی که اصحاب کهف در کهف درنگ کردند. اصحاب کهف افراد مؤمنی بودند که ایمان خود را از حاکم زمان خود، پنهان می کردند و آنان به غاری پناه برده و سال ها در آن جا به خواب رفتند. بعد از گذشت سال های طولانی بیدار شدند و اندکی پس از آن وفات کردند که داستان آنان در سوره ی کهف آمده است.


 

نوشته شده توسط سهیلا در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 ساعت 16:10 موضوع | لینک ثابت


فراگیر شدن ظلم

 

   فراگیر شدن ظلم و ستم، از نشانه های معروف ظهور حضرت مهدی(ع) به شمار آمده است. این نشانه در روایات بسیاری به چشم می خورد. در روایتی آمده است:(( خداوند به وسیله ی ظهور مهدی(ع) زمین را پر از عدل و داد می سازد، پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده باشد.))

   یا از حضرت مهدی(ع) نقل شده:(( نشانه ی آشکار شدن من ، زیاد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوب هاست.))  گاهی نیز زیاد شدن گناهان و مفاسد اخلاقی و اجتماعی در میان مسلمانان، به عنوان نشانه های نزدیک شدن ظهور پیش گویی شده است. علامه مجلسی(ره) در باب نشانه های ظهور، روایتی از امام صادق(ع) آورده که در آن بیش از یکصد نوع گناه و انحراف اخلاقی، اجتماعی، اعتقادی و فرهنگی که در دوران غیبت، دامن گیر جوامع اسلامی می شود، پیش گویی شده است؛ از جمله: رشوه خواری، قمار بازی، شراب خواری، قطع صله ی رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت وشکم، از میان رفتن شرم، نپرداختن زکات و خمس، کم فروشی، بی اعتنایی به اوقات نماز، آراستن مساجد به زیور آلات، گذاردن حج به انگیزه های مادی و برای غیر خدا، رعایت نکردن احترام بزرگ ترها، پیروی از ثروتمندان، صرف کردن سرمایه های عظیم در فساد و ابتذال و بی دینی، چاپلوسی و تملّق گویی، ناامنی راه ها،ُ به اسارت رفتن مسلمانان، افزایش مرگ های ناگهانی، نداشتن دادرس و پناه، نا امیدی جهانیان از نجات و... زیاد شدن این فساد ها و آلودگی ها در میان مردم، در واقع نوعی از فراگیر شدن ظلم و جور روی زمین است.

   فراگیر شدن یعنی به گونه ای که بدی ها بر خوبی ها و ضد ارزش ها بر ارزش ها غلبع می یابد و شعله ی آتش فتنه، دامن همه را می گیرد و جامعهی انسانی در باتلاق فساد فرو می رود. البته گسترش حاکمیت استکبار در روی زمین و در استضعاف و محرومیت قرار گرفتن پیروان حق، که بر اساس پیش گویی امامان(ع) در آستانه ی ظهور پیش خواهد آمد، نمود دیگری از بی عدالتی و زیاد شدن ظلم و جور است. شهید مرتضی مطهری(ره) روایتی ار از شیخ صدوق می آورد مبنی بر این که فراگیر شدن ظلم، آن است که هر یک از شقی و سعید، گروه حق و باطل، به نهایت کار خود می رسند.ستم کاران و بدکاران، به نهایت درجه ی بدی و نابکاری می رسند و لهیب آتش آنان همه را فرا می گیرد. در این هنگام که صالحان در مظلومیت و استضعاف به سر می برند و همه راه های چاره بر آنان بسته می شود، مهدی(ع) ظهور می کند و دنیا را پر از عدل و داد می نماید.


 

نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 ساعت 19:37 موضوع | لینک ثابت


فتنه

 

   واژه ی فتنه در قرآن کریم و سنّت به دو معنای عام و خاص آمده است. معنی عام آن عبارت است از هر امتحان و آزمایش که برای انسان پیش آید و معنی خاص آن عبارت از حوادث و پیشامد هایی است که مسلمانان را در بوته ی امتحان قرار داده و از مرز دیانت منحرف می سازد و مقصود از آشوب های داخلی و خارجی که پیامبر(ص) هشدار داده همین معنا است. در میان صحابه، حذیفه بن یمان در آگاهی به روایات فتنه معروف بوده است.

   عده ای از راویان و دانشمندان اسلامی کتب های خاصی به نام الفتن و الملاحم و مانند آن تألیف نموده و روایات وارد شده در این زمینه را در آن کتاب ها گرد آورده اند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:(( چهار فتنه بر امّت من خواهد رسید که در فتنه ی اول، خون ریزی و در دومی، خون ها و اموال و در فتنه ی سوم، خون ها و اموال و زنان حلال شمرده می شود. چهارمین فتنه و آشوب فتنه ای است، کور و کر و همه گیر و همچون کشتی متلاطم در دریا، هیچ کس از آن پناهی نمی یابد. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا می گیرد... بلا و گرفتاری، مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمال می دهد و هیچ کس قادر نیست بگوید: بس کنید و دست نگه دارید! اگر آن را از ناحیه ای برطرف سازند از ناحیه ای دیگر سر یرآورده و ظاهر می گردد.))

   و در روایت دیگری چنین آمده:(( آنگاه فتنه ای پدید می آید،... به گونه ای که خانه ای نیست که آن فتنه داخل آن نشده، و مسلمانی نیست که سیلی آن را به صورت خود لمس نکرده باشد، تا آن که مردی از خاندان من ظهور نماید.))


 

نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت


فایده ی غیبت

 

   از فواید غیبت امام زمان (ع) می توان به این امور اشاره کرد: 1. غیبت او، اتظار می آفریند، و انتظار مایه ی امیدواری به آینده است. 2. غیبت او، سبب آمادگی پیروان ایشان می شود تا حضرت ظهور کنند.  3. غیبت او، سبب گفت و گو درباره ی حضرت می شود و طرح این مباحث در طول زمان، موجب پرورش نفوس و آمادگی برای حکومت جهانی حضرت و زمینه سازی برای ظهور حضرتش می گردد. 4. طولانی شدن غیبت امام، موجب فساد رد جامعه می شود و این فساد، سبب خستگی و نارضایتی مردم شده و در متن این نارضایتی،     جرقّه های انقلاب بروز می کند و مردم، تشنه ی عدالت می شوند و ظهور حضرت را طلب می کنند. 5. غیبت، امتحانی است برای شیعیان حقیقی تا معلوم شود، چه کسی ثابت قدم در اعتقاد به امامت امام دوازدهم است.        6. غیبت، دلایلی دارد که به امامان اجازه ی افشای آن داده نشده است.


 

نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت


فایده ی امام غایب

 

   وجود امام، هدف اصلی نظام خلقت و رابطه میان عالم مادی و عالم ربوبی است. امام سجاد(ع) می فرمایند:   (( ما امان اهل زمین هستیم، چنان که ستارگان، امان اهل آسمان اند. به واسطه ی ماست که آسمان به زمین فرود نمی آید... به واسطه ی ما باران رحمت حق، نازل و برکات زمین خارج می شود. ما اگر روی زمین نبودیم، زمین اهلش را فرو می برد.)) بدیهی است که حضور و غیبت او در ترتّب این آثار تفاوتی ندارد. حضرت در ادامه می فرمایند:(( تا حال هیچ وقت، زمین از حجّت خالی نبوده است، ولی آن حجّت، گاهی ظاهر و گاهی غایب است.)) راوی می گوید: گفتم: مردم چگونه از امام غایب بهره می برند، فرمودند: ((همان گونه که از خورشید پشت ابر بهره می برند.)) فایده ی دیگر این است که امامی که غایب است و قرار است در آینده ظهور کند، انتظار می آفریند، و انتظار مایه ی امید واری است. امیدواری به آینده ای روشن، چراغ راه و از بزرگ ترین اسباب موفّقیت و پیشرفت است. این ویژگی، مختص شیعه است که به انتظار اعتقاد دارد، ولی در سایر فرقه ها – به جهت عدم اعتقاد به چنین امری – احساس پوچی و یأس فراوان است. پس فوائد وجودی امام غایب، پوشیده نیست، بلکه او همانند آفتاب پشت ابر، برای موجودات نافع و مفید است. برای آگاهی بیشتر به فایده ی وجودی امام، به زیارت جامعه مراجعه کنید.


 

نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 ساعت 19:35 موضوع | لینک ثابت


دجال

درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است . به گزارش البرز برخی منابع صهیونیستی با انتشار تصاویری از این کودک عجیب الخلقه از وی بعنوان اصلی ترین علامت آخر الزمان یاد میکنند.
منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند.
این منابع با طرح این سوال که آیا این نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم میکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد .
انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است .
این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است .
این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد.
تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند.
این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید.
کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است.
باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند.
اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.
اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید.

 

این متن را یکی از دوستان فرستاده است. آن را در وبلاگم گذاشتم تا بقیه نیز از آن بهره مند شوند.


 

نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت


خسوف و کسوف

 

   از نشانه های ظهور کسوف(خورشید گرفتگی) در نیمه ی ماه رمضان و خسوف(ماه گرفتگی) در آخر یا اول همان ماه است. امام باقر(ع) می فرمایند:(( دو نشانه پیش از قیام مهدی (ع) پدید خواهد آمد که ، از زمان هبوط آدم در زمین بی سابقه است: گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن))

   کسوف در روز های نخست و آخر ماه و خسوف در روزهای میانی ماه، از نظر علمی، طبیعی و عادی است و در طول تاریخ، بارها رخ داده است، ولی خورشید گرفتگی در وسط ماه یا ماه گرفتگی در اول یا آخر ماه، امری غیر عادی است و رؤیت آن امکان ندارد. البته در خود روایات هم به غیر عادی بودن تحقق این نشانه تصریح شده است. به نظر می رسد که وقوع این دو پدیده به صورت غیر عادی، به خاطر آن است که اهمیّت مسأله ی ظهور نمایانده شود و مردم از خواب غفلت بیدار شوند و خود را مهیای  مشارکت در آن نهضت عظیم سازند. این نشانه، از نشانه های حتمی ظهور نیست و رد روایات به ناگزیر بودن آن اشاره نشده است.


 

نوشته شده توسط سهیلا در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ساعت 21:44 موضوع | لینک ثابت


خسف بیداء

 

   خسف به معنای فرو رفتن و پنهان شدن است. و بیداء ، نام سرزمینی است میان مکه و مدینه. ظاهرا منظور از خسف بیداء آن است که سفیانی ، با لشکری عظیم به قصد جنگ با مهدی(ع) عازم مکه می شود، در میان مکه و مدینه و در محلی که به سرزمین بیداء معروف است، به گونه ی معجزه به امر خداوند در دل زمین فرو می روند. این حادثه از نشانه های حتمی ظهور بیان شده است.

  حضرت علی(ع) می فرمایند :(( مردی از خاندان من ، در سرزمین حرم قیام می کند، چون خبر ظهور وی به سفیانی می رسد ، وی سپاهی از لشکریان خود را برای جنگ، به سوی او می فرستد، ولی سپاه مهدی(ع) آنان را شکست می دهد، آنگاه خود سفیانی با لشکریان همراه ، به جنگ وی می روند و چون از سرزمین بیداء می گذرند، در زمین فرو می روند و جز یک نفر ، که خبر آنان را می آورد، همگی هلاک می شوند. )) گرچه  حادثه ی خسف در منطقه ی بیداء و در مورد لشکر سفیانی واقع می شود، ولی در برخی روایات، غیر از خسف در بیداء ، از خسف در مشرق و خسف در مغرب نیز یاد شده است، و این نشان آن است که در سایر زمین نیز چنین حوادثی رخ می دهد و به امر خداوند، دشمنان مهدی(ع) بدین وسیله نابود می گردند.


 

نوشته شده توسط سهیلا در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ساعت 21:43 موضوع | لینک ثابت